| • چکیده : |
,"مرد دانایی دربارة درختی در هندوستان صحبت میكرد كه هركس از میوة آن میخورد، نه پیر میشد و نه میمرد. این خبر به پادشاه رسید، و او وزیر را برای یافتن درخت به هندوستان فرستاد. وزیر سالها جستوجو كرد ولی چیزی نیافت و قصد بازگشت كرد. در راه پیرتنهایی را دید و ماجرا را برای او تعریف كرد. پیرمرد گفت «تو سالها پی چیزی میگشتی كه چندقدمیات بوده؛ یعنی همان درخت علم و دانایی». كتاب حاضر حاوی یكی از داستانهای مثنوی به نام «درخت سلامتی» است كه با زبانی ساده و روان و تصاویری متناسب با داستان برای گروه سنی «ب» و «ج» تدوین گردیده است. همچنین در پایان كتاب شعر این داستان و مختصری از زندگی مولوی آورده شده است." |