| • چکیده : |
,"شخصیت اصلی داستان، زنی است به نام "دردانه" كه ماجرای زندگیاش را برای عروسش تعریف میكند. پدر دردانه مرد ثروتمندی بوده، اما چون زنش، پسردار نمیشده، زن دومی اختیار میكند. بعد از آن كه، مرضیه ـ زن دوم ـ وارد زندگی آنها میشود، مادر دردانه هم دوباره باردار شده اما به خاطر همین امر جانش را از دست میدهد. بعد از این ماجرا، پدر دردانه دچار اختلال حواس میشود و مراقبت از دردانه به گردن مرضیه میافتد. مرضیه نیز عقدههای چندین سالهاش را سر دردانه خالی میكند و او را مجبور به ازدواج با مردی میكند كه 20 سال از او بزرگتر است......" |