| • چکیده : |
,"كتاب حاضر، مجموعهای است از شعر و نثر ادبی كه در دو بخش «تردید» و «حسرت» تدوین گردیده و بیانگر احساسها و افكار نگارندة آن است. در بخشی از این كتاب میخوانیم: «هرشب مرور میكنم نگاههای روزمره را هرگز ندیدهام، حكایتی تازه مثل دل بستن، انگار همه بیگانهاند با عشق كه بردهاند از یاد لحن التماس نگاه پرندة بالشكسته را. دگر كسی مرهم نمیبرد برای زخمهای كهنه قناریها. غریب، غریبتر میشود و درمانده، درماندهتر در غربت صدای شعر من. نالهناله آب میشود. دریغ! در این كرانة بیمهر پرتو خورشید هم بیفروغ است. باید رفت كه نشستن یعنی غفلتی برای طعنهزدن»." |