| • چکیده : |
,"كتاب حاضر شرح بحرانیترین روز زندگی یك مرد به آخر خط رسیده است. "تامی ویلهم" در این روز مسیری را مرور میكند كه به شكست در جنبههای مختلف زندگی و سرخوردگیاش از تمامی پیوندهای شخصی و اجتماعی منجر شده و میكوشد با اعتمادی سست به دوستی تازه و مشكوك، خود را از سقوط كامل نجات دهد. پدرش ـ دكتر آدلر ـ نسبت به او كاملا بیتفاوت است و با وجود مشكلات بسیار ویلهلم، كمكی به او نمیكند و حتی توان دیدن مشكلات او را ندارد. از سویی همسرش ـ مارگارت ـ با وجود آن كه از وی جدا شده، او را برای تامین هزینهی زندگی خویش و پسرانش تحت فشار قرار میدهد. از سوی دیگر دكتر "تامكین" روانشناس نیز به شكلی زندگی او را تحت تاثیر قرار میدهد." |