| • چکیده : |
دیوید "و "تاكی "دو دوست و هم مدرسهای هستند كه به خاطر خطرات جنگ مجبور شدهاند همراه بچههای دیگر، خانوادهشان را در لندن ترك كنند و به نقطه دورتری در انگلستان بروند .آنها در دهكدهای به نام "دون "خانواده جدیدی پیدا میكنند .خانم و آقای "رینولدز "آنها را به مزرعه خویش برده و از آنان نگهداری میكنند .تا این كه در یكی از شبها، یك هواپیمای "لوفت وافه "آلمانی در خلنگزاری نزدیك مزرعه سقوط میكند .این در حالی است كه دیوید و تاكی تنها شاهدان این واقعه هستند .آنها جریان را به اطلاع دیگران میرسانند |