| • چکیده : |
,"این داستان تصویری كه برای گروه سنی "ب" نگاشته شده، دربارهی روباهی است كه میخواهد با حیوانی قویتر از خود دوست باشد و سرانجام گرگ را به دوستی برمیگزیند. اما گرگ مدام از روباه میخواهد تا برای او شكار كند و غذایی حاضر و آماده در اختیارش قرار دهد. روباه پس از چندین بار شكار، روزی گرگ را به انبار گوشت ـ كه در نزدیكی یك آسیاب است ـ میبرد. اما همین كه آنها مقداری گوشت میخورند، پای گرگ به تغاری خورده و با صدای شكستن تغار، آسیابان به طرف انبار میدود. در این حال روباه از دست آسیابان گریخته و گرگ كشته میشود." |