| • چکیده : |
,"در زمانهای گذشته گروهی مورچه در لانهای، كه رو به ویرانی بود، زندگی میكردند. ملكه با مشورت مورچهها تصمیم گرفت كه جای لانه را به جای استوارتری انتقال دهد. در حین جابهجایی، لانة اولی ویران شد و انبار دانه به زیر خاك رفت. در لانة جدید مورچهها با تمام توان، سعی در جمعآوری دانه داشتند، اما روزی رهگذری در آنجا به استراحت مشغول شد و دست و پایش جلوی درب لانة مورچهها را گرفت. پس از مدتی مورچهای جرات كرد كه مرد را نیش بزند. مرد هم از شدت خشم لانة مورچهها را به آتش كشید. خداوند نیز آن رهگذر را به علت خطایی كه مرتكب شده بود با مبتلا كردن به گرفتاری مجازات نمود. كودكان و نوجوانان در این داستان تربیتی میآموزند كه به حیوانات آسیب نرسانند، زیرا آنان نیز از مخلوقات خداوند هستند و حق حیات دارند." |