| • چکیده : |
,"در كتاب عنوان شده است: "میرزا یوسفخان مستوفی مشهور به دیلماج در تاریخ، چهرهی ناشناخته و رازآلودی است. عدهای تحسین و تمجیدش كردهاند: "از آن دسته دلباختگان وطن بود كه در راه حصول آزادی و پیشرفت مدنیت ایران سر از پا نمیشناخت" و عدهای خوار و خفیفش داشتهاند: "خیانتی نبود كه نكرد و رذالتی نبود كه بروز نداد". اما این چهرهی پیچیده، در زندگینامهی خودنوشتهاش بسیار بسیط و ساده است: "لكهای بودم در آیینهی وجود. به جا خواهم ماند یا نه، خود نمیدانم. اگر بمانم از این پس هركه به قصد دیدار خود در این آیینه نظر كند، یوسف دیلماج را خواهد دید". نویسنده در این رمان، به شرح زندگی و بررسی شخصیت این فرد پرداخته است." |