| • چکیده : |
,"«رابعه» دختر «عضدالدوله دیلمی»، پس از مرگ پدر، در توفان حوادث و جنگ قدرت میان برادران، سعی در ایجاد آرامش بین آنها داشته و با سیاست و تدبیر خاص خویش قصد باز گرداندن سامان به ملک ایران زمین را دارد و در این راه متحمل ضربههای سخت بسیاری میشود، اما دست از تلاش برنمیدارد. همسر وی «طاهر» که حاکم سیستان است، مورد سوء قصد قرار گرفته اما جان سالم به در میبرد و همت بر از میان برداشتن جاهطلبان و فتنهجویان میگذارد. رابعه از هر ترفندی برای حل و فصل اختلافهای سیاسی بهره میبرد و حرف شنویهای برادر و همسرش، وی را در رسیدن به مقصد یاری میکند، اما اوضاع مملکت آشفتهتر از آن است که در اندک زمانی سامان پذیرد." |