| • چکیده : |
در دومین جلد از مجموعه ماجراهای پارك جنگلی "اتفاقی كه در یك روز بهاری برای "پرسی "نگهبان پارك و تعدادی از حیوانات روی میدهد بازگو شده است . در این داستان، پرسی مشغول مرتب كردن شمشادهای درهم پارك است .او برای این كه در لابهلای ششمادها گم نشود از یك گلوله نخ استفاده میكند .از سوی دیگر، روباه، گوركن، خرگوشها و موشها تصمیم میگیرند از راه دیگری وارد ششمادها شوند و "پرسی "را بترسانند .اما پس از اتفاقاتی، حیوانات در میان ششمادها خوابشان میبرد و پس از آن راه را گم میكنند .ولی سرانجام با تلاشی فراوان موفق میشوند راه را باز یابند ." |