| • چکیده : |
,"پسر خان یكی از ایلات، شیفتة دختر خان دیگری با نام «گلان» میشود، اما پدر گلان مخالف ازدواج آندوست. عشق گلان و پسر به یكدیگر موجب میشود تا آنها با تصمیمی كه میگیرند، بتوانند با هم ازدواج كنند. پس از مدتی پسر به وسیلة پدر گلان دستگیر میشود، ولی برادر پسر با نام «قاسم» با وساطت، او را آزاد میکند و آنها زندگی خود را از سر میگیرند، پس از چند سال با اتفاقاتی که برای قاسم رخ میدهد، مرد بسیار شكسته میشود، اما زندگی همچنان جریان دارد، حالا او صاحب فرزند پسری است؛ تنها پسری كه توانسته در ایل درس بخواند و پیشرفت كند. پس از مدتی اتفاقاتی برای مرد رخ میدهد كه مسیر زندگی مردم ایل را تغییر میدهد." |