| • چکیده : |
,"داستان حاضر دربارهی یك دختر دورگهی ایرانی ـ روسی با نام "ویكتوریا" است كه پس از مرگ پدر و مادر به سرزمین مادریاش در روسیه رفته و در منزل مادربزرگاش ساكن میشود. او در روسیه در تقابل با چندین خانواده و از جمله یك ژنرال میانسال كه تاثیر فوقالعاده بر مردم دهكده دارد، قرار میگیرد. ژنرال در تمام سختیها به یاری ویكتوریا برمیخیزد. ویكتوریا سپس با "واسیلی" كه پسری مغرور، سرد و بیروح است ازدواج میكند. حسادت و غرور و عقدههایی كه از كودكی همراه واسیلی است او را وادار به انجام كاری میكند كه زندگی خود و دیگران را سخت دگرگون كند و..." |