| • چکیده : |
,""آئورا" در پی یك آگهی در روزنامه به سمت مترجم زبان فرانسه، به استخدام پیرزنی درمیآید كه همراه برادرزادهی جوان و زیبایش در خانهای عجیب زندگی میكند. همهچیز خانه بوی گذشته میدهد و گویی تنها نیرویی كه آن را برپا نگهداشته یادها و نفسها و عطرهای گذشته است. اما در این میان جوان كشف میكند كه چیزی ناشناختنی و جادویی شگفت در كار است و گویا كه برادرزاده و عمه هر دو یكی هستند. وی بر اثر اتفاقی پس از دیدن عكس همسر مرحوم صاحبخانه به خوبی پی میبرد كه آن عكس، خود اوست تنها با ریش و سبیل و در همینجاست كه میفهمد آن جادو حقیقا وجود داشته تا از گذشته بگذرد و به اكنون و آینده، به جاودانگی و جوانی برسد." |