| • چکیده : |
,"در جنگل سرسبزی دو خرس كوچك زندگی میكردند. روزی خرسهای كوچولو یك قالب پنیر پیدا كردند و خواستند آن را به دو قسمت مساوی بین خودشان تقسیم كنند، اما نتوانستند. روباه زیرك و مكاری كه از آنجا میگذشت، از ماجرا مطلع شد و پنیر را بین آن دو تقسیم كرد، اما باز هم قطعه پنیرها مساوی نبودند. این باعث شد خرسها دعوا كنند. روباه برای جلوگیری از دعوا قسمتی از قطعة بزرگتر را خورد اما باز پنیرها مساوی نبودند. روباه آنقدر به گاز زدن به پنیرها ادامه داد تا دیگر مقدار كمی از آن باقی ماند. اما دیگر قطعة پنیرها مساوی شده بودند. خرسها ناراحت شدند و تصمیم گرفتند كه دیگر طمع نكنند و به افراد چربزبان اعتماد نكنند و به همان مقدار كم پنیر قانع شدند. این كتاب با موضوع داستانهای آموزنده برای كودكان گروه سنی «ب» به نگارش درآمده است." |