| • چکیده : |
كیا یكی از ایتام فرقه مفتاحیه از طرف مفتاح اعظم مفتاحیه به لاهور اعزام میگردد تا طب خوانده طبیب مرضای مفتاحیه گردد; بنابراین وی در لاهور به فرقه های معاند پیوسته و عاشق روسپی لاهوری به نام گایتری میگردد. پس از سالها مفتاح اعظم از این موضوع باخبر میشود و وی را به شهر رونیز دارالمفتاح احضار میكند و او را در مراسم آیینی تسعیر مفتاحی تطهیر میكند و سپس او را در مقام مباشر شفا و تبلیغات فرقه برمیگزیند. كیا (مباشر مفتاح اعظم) در دارالمفتاح كارش را شروع میكند و موظف میگردد كه تاریخی برای فرقه مفتاحیه بنویسد.... |