| • چکیده : |
,""فروزان" در خانواد? پرجمعیتی در اندیمشك زندگی میكند، پدرش، كفاش و مادرش خانهدار است، آنها دارای زندگی سادهای هستند و پدر به سختی خرج خانواده را فراهم میكند. فروزان به درس بسیار علاقه دارد و با تمام سختیها به درس خواندن ادامه میدهد، اما دست سرنوشت پدر و بعد مادرش را از او میگیرد و خواهرانش مسئولیت او را به عهده میگیرند و با او بسیار بدرفتاری میكنند. او بعد از چند سال و پس از گرفتن دیپلم با پسرداییاش، حسن، ازدواج میكند؛ در حالی كه تمام امورات خانواد? همسرش به عهد? اوست. فروزان در آنجا با ناملایمات و سختیهای فراوان زندگی و هم? این مسائل را تحمل میكند، تا این كه سرانجام به همراه شوهر و فرزندانش به خانهای دیگر نقل مكان میكنند؛ در حالی كه همسرش هنوز مجبور است مغاز? پدرش را اداره كند و تنها سهم ناچیزی به او میرسد. سرانجام با شروع جنگ تحمیلی آنها آواره و مجبور میشوند در روستایی اطراف اندیمشك چادر بزنند." |