| • چکیده : |
,"امیری برای خرید دو غلام به بازار رفت، یكی از غلامان خریداری شده زشترو و دیگری زیبارو بود. امیر برای شناختن آن دو، آنان را امتحان كرد و فهمید كه غلام زیبارو، اندیشهای زشت و غلام زشترو، صورتی زشت ولی اندیشهای جوانمردانه دارد. امیر گفت: «غلام زیبارو دهانش بوی بد و غلام زشترو، دهانش بوی خوب میدهد». پس غلام زشترو را سرپرست غلام زیبارو كرد. غلام زشترو در كاخ مقامهای بزرگی به دست آورد و به سرداری سپاه بزرگ رسید. «زشت و زیبا» از مجموعة داستانهای زیبای مولوی است كه نثری ساده و روان و تصاویری متناسب با آن برای گروه سنی ب و ج تدوین شده است. همچنین در كتاب شعر این داستان و مختصری از زندگینامة مولوی آورده شده است." |