| • چکیده : |
,"شخصیت اصلی داستان "زن زیادی" نوعروسی است كه به تازگی از خانهی همسرش رانده شده و اینك سرافكنده و عاصی به خانه پدری بازگشته و روزهای شوهرداری را به یاد میآورد. این یادها از طریق درهمآمیختن خاطرات، آرزوها و حسرتها، وجوه گوناگون زجر چندگانهای را مجسم میكند كه در جامعهی پدرسالار بر زنان تحمیل میشود. مجموعهی حاضر حاوی تعدادی داستان كوتاه است كه همگی به توصیف محیطی تیره اختصاص یافته كه آدمهایش در حال فروریزی جسمی و روحیاند. "دفترچهی بیمه"، "مسلول"، "دزدزده" و "جاپا"، وسوسههای درونی انسانی را نشان میدهند كه در پی گریز از زندگی و جلب ترحم دیگران است. دیگر داستانهای كتاب عبارت است از: سمنوپزان؛ خانم نزهت الدوله؛ عكاس با معرفت؛ و خدادادخان." |