| • چکیده : |
,"در سال 2995 میلادی بر روی رشتهكوههای مرتفع تبت، آخرین نسل از انسانهای متمدن در شهری فوق مدرن زندگی میكنند. دانشمندان دورتادور شهر را دیوارهای ضخیم و ضد آب كار گذاشتهاند تا از نفوذ آب به درون شهر جلوگیری كنند. به علت پیشروی آبها و بلعیدن تمام خشكیها مردم سخت نگرانند و میدانند به پایان عمر خود نزدیك میشوند، تا اینكه دانشمندی از نژاد ایرانی پیشنهاد میدهد در اطراف شهر و داخل اقیانوس بمبهایی با قدرت تخریب بالا كار بگذارند تا چالههای عظمی به وجود آورده و آب داخل آنها جمع شده و بدینترتیب شهر از خطر غرق شدن نجات یابد، این فكر مورد تایید تمامی دانشمندان قرار میگیرد، اما كسی حاضر به انجام چنین ماموریتی نیست. پرفسور رضا خود اعلام آمادگی كرده و دو جوان شجاع و از خودگذشته را با خود همراه میسازد. این سه، طی سه مرحله و در چند روز مختلف با استفاده از زیردریایی وارد اقیانوس شده و به اعماق آن نفوذ كرده، با جانوران و گیاهان وحشی و عجیب داخل آب درگیر شده و بمبها را كار میگذارند اما متاسفانه در ماموریت آخر پرفسور دو دوست خود را در مبارزه با موجودات ساكن در اقیانوس از دست داده و به سختی مجروح میشود. با این همه او ماموریت خویش را با موفقیت به پایان رسانده و آخرین شهر و ساكنان آن را از خطر نابودی نجات میدهد." |