| • چکیده : |
,"در این كتاب مصور و رنگی كه برای گروه سنی "ب" نگاشته شده، حكایت زنبورهای عسلی بازگو میشود كه روی درختی كندوهایی درست كرده بودند. آنها ملكهی مهربانی داشتند كه از او مراقبت میكردند. او پسری نیز داشت كه نامش "هوشیار" بود. روزی هنگامی كه زنبورهای عسل مشغول كار بودند ناگهان زنبورهای وحشی به كندوی آنها حمله كردند و تعدادی از زنبورها و ملكهی مهربان را كشتند. آنها كه نمیتوانستند بدون ملكه زندگی كنند تصمیم گرفتند دختر ملكهای را به آنجا بیاورند كه در كندوی زنبورهای شمالی زندگی میكرد. آنها برای این كار، "هوشیار" پسر ملكهی قبلی را انتخاب كردند زیرا او بسیار باهوش و شجاع بود. "هوشیار" برای آوردن ملكه به راه میافتد و در ادامه وقایعی برایش اتفاق میافتد كه در كتاب بازگو شده است." |