| • چکیده : |
,"مجموعة حاضر، شامل شعرهایی در قالب نو، با مضمونهای اجتماعی و عاطفی است. در شعرهای شاعر این مجموعه، مفاهیم، عناصر، زمان، مكان و اشیا همواره در حال فرو ریختن و تجزیه شدن هستند. حتی عشق، این آخرین پناهگاه و شاید تنها نقطة ثقل هستی به اسباببازی كوكداری بدل میشود، كه ناگهان كوكش تمام شده است. در پایان، بازتاب شعرهای آزیتا قهرمان در نگاه افرادی چون محسن میهندوست و فرشید عبداللهزاده آورده شده است. پارهای از عنوانهای این سرودهها عبارتاند از: از نامها تو ماندهای؛ جملههای تن ناتمامند؛ آیینه كوتاهتر از گفتوگوست؛ قایقی كه مرا آورد؛ زنی كه آمد مرا بپوشد؛ زیر همین باران؛ روز هشتم؛ اینجا حومههای كلاغ است؛ ساعت تمام شد؛ وصلههای نارنجی؛ مادر؛ با گیلاسهای شرور؛ و گرسنه میمیرم." |