| • چکیده : |
,""كوروش" علاق? زیادی به "شیرین" داشت و بارها از او خواستگاری كرده بود، ولی در نهایت پدر شیرین او را وادار به ازدواج با كارگردانی معروف و ثروتمند به نام "سام اتابك" كرد. شیرین پس از ازدواج بارها به مطب كوروش مراجعه كرده و از بیماری روحی و آزار و اذیتهای سام شكایت كرده بود و خود را قربانی این ازدواج ناخواسته میدانست. پس از مدتی رابط? شیرین به طور كلی با كوروش قطع شد و تنها دفترچ? خاطرات او برای كوروش باقی ماند. پس از سالها كوروش با دختری به نام "سوگند" آشنا میشود كه علاق? زیادی به ازدواج با كوروش دارد ولی كوروش میان ازدواج با او و خاطرات گذشت? خود در تردید است؛ تا این كه روزی سام اتابك پس از حدود ده سال برای كاری به او مراجعه میكند و از این طریق حقایق بسیاری برای كوروش آشكار میشود." |