| • چکیده : |
,"نوجوانی، از هنگامی كه به یاد دارد، گهگاه كه پدرش به خانه میآمد، تكهای از وسایل خانه را برمیداشت و در سمساری به فروش میرساند و پس از آن به سوی "زیرگذر" روان میشد. نوجوان هیچ نمیدانست باید از آن زیرگذر خوشش بیاید و یا از آن متنفر باشد. تنها این را میدانست كه آن محل، علت جدایی پدر و دوری وی از خانه و خانواده است. او كنجكاو بود و با خود میگفت كه باید زیرگذر را ببیند. روزی دور از چشم همه پا به آن مكان گذاشت. اما خود هم هرگز درنیافت كه چرا همچون پدر، هرگز از آنجا بیرون نیامد. كتاب حاضر مجموعهای از 61 داستان كوتاه، حاصل قلمهای نوجوانان و جوانان ایرانی، اعم از دختر و پسر است كه به بخشهایی همچون زیرگذر یكم؛ زیرگذر پرواز؛ زیرگذر ناتمام؛ زیرگذر داغ؛ و زیرگذر حوصله تقسیم شدهاند." |