| • چکیده : |
,"«شیرین خلیل» معروف به «آتنا» برای فرار از جنگهای داخلی كه در لبنان بیداد میكرد، به لندن آمده بود. پدرش مارونی مسیحی بود و چون آتنا دارای جذبة روحانی و افكار مسیحیایی بود و بر اثر مجالسی كه برگزار میكرد و اعمال و رفتارش به «ایا صوفیا» و «ساحرة پورتوبلو» مشهور شده و تهدید به مرگ شده بود. او برای انجام رسالت خود و بیداری و آمادهسازی نیروهای درونی انسانهایی كه اطراف او بودند، رنجهای بسیاری كشید. وی هرگز آرامش خود را بازنیافت و سرگردانی تلخی را تجربه كرد. سرانجام جسد او كه به طور وحشیانهای به قتل رسیده بود، در «همپستد» پیدا شد. این كتاب روایت خاطرات افرادی است كه به نوعی با آتنا ـ شیرین خلیل ـ برخورد داشته و جذب جاذبة روحانی و اعمال و افكار او شدهاند." |