| • چکیده : |
,"«كریس» و «لیندی» دو خواهر دوقلو بودند. روزی لیندی از مخزن ساختمان نیمهكارة همسایه آدمك چوبیای پیدا كرد و اسم آن را «اسلپی» گذاشت. لیندی با اسلپی سرگرم شده بود و پدر و مادر برای كریس آدمك چوبی به نام آقای وود خریدند. كریس و لیندی با آدمك، در مدرسه نمایش خیمهشببازی راه انداخته بودند. به زودی اعمال عجیب و غریبی از اسلپی و آقای وود سر میزند. روزی اسلپی سیلی محكمی به لیندی زد. آقای وود نیز حرفهای زشت و توهینآمیز به كریس زد. آنها جاندار شده بودند، به طوری كه آقای وود با كتك زدن لیندی و كریس سعی داشت آنها را مطیع خود كند تا دستوراتش را اجرا كنند. این دو موجود اسرارآمیز و موذی ترسناك باعث آزار و اذیت كریس و لیندی شدند و لیندی و كریس تصمیم گرفتند خود را از چنگ آنها نجات دهند." |