| • چکیده : |
ویلیام ویلسون "و "ساس طلایی "عنوان دو داستان كوتاهی است از "ادگار آلنپو ( 1809ـ ("1849كه اینك ترجمهای از آن فراهم آمده است .در داستان نخست، راوی شخصیتی پلید است و این خصیصه را از ایام كودكی به ارث برده است . او در مدرسه خود را برتر از سایر دانش آموزان حس میكند، اما در این میان یكی از آنان از او تمكین نمیكند و به نوعی در نقشههای جاهطلبانه او اخلال ایجاد میكند .راوی از وقتی درمییابد ك رقیب او همزاد اوست و شباهتی عجیب به او دارد مدرسه را رها میكند، اما او بعدها هرگاه دست به كاری خلاف میزند رقیب دوره تحصیل خود را در كنار خود میبیند كه او را شماتت میكند .در پایان داستان، راوی رقیب خود را میكشد و بدین ترتیب ندای وجدان خود را از بین میبرد و ..." |