| • چکیده : |
,"«كاترینا» دختر یازدهسالة هموفیلی است كه در تبریز به دنیا آمده است؛ اما از كودكی در مسكو كنار خاله «سوتلانا» و همسر او «دانیال» زندگی كرده است. بر اثر نفرت سوتلانا از كاترینا، دانیال بعد از طلاق سوتلانا با كاترینا به تبریز میآید و كاترینا زندگی جدید خود را در كنار برادرهای دانیال، «ایگار»، «یاشار» و «الشن» شروع میكند. اختلاف كاترینا با «طلا»، دخترانش، و تفاوتهای مختلف فرهنگی بین مسكو با ایران سوالهای بسیاری برای كاترینا در ارتباط با خانواده واقعیاش به وجود آورده و زندگی را برای او غیرقابل تحمل میكند. اما در طول یك سال، اتفاقات و مسائل مختلفی بین افرادی كه كاترینا در مسكو با آنها زندگی كرده و كسانی كه در ایران هستند پیش میآید كه مسائل مختلفی را برای او روشن میكند، به طوری كه او به آرزوی دیرین خود كه حس داشتن خانوادة واقعی است، میرسد." |