| • چکیده : |
,"در این كتاب، حكایت دختری به نام "غزل" بازگو میشود كه چون آخرین فرزند خانواده است بسیار نازپرورده بار آمده اخلاق تامناسبش مشكلات فراوانی را برای او به وجود میآورد. او به نامزدی مرد جوانی درمیآید كه میان رفتن به خارج از كشور و زندگی با او اولی را برمیگزیند. این امر، غزل را به افسردگی دچار میكند. او پس از مدتی با پسرداییاش نامزد میشود اما درمییابد او در خارج از ایران صاحب دو فرزند است. دومین شكست، غزل را آنچنان آشفته میكند كه به كارهای نامناسبی نظیر مصرف مواد مخدر روی میآورد. در این میان پسرعمهی غزل با نام "روزبه"، از ابتدا تعلقخاطری به غزل داشته و در متن مشكلات غزل نیز بوده است، قدم پیش میگذارد و...." |