| • چکیده : |
,"این كتاب، داستانی عاشقانه است برگرفته از واقعیتهای تلخ و شیرین زندگی، كه از آثار سوء تصمیمات غیرعاقلانه و دلبستگیهای یكطرفه در امر ازدواج سخن میگوید. این رمان، سرگذشت جوانی به اسم«امیر» است كه با اصرار فراوان نامادریاش به خواستگاری دوست و همبازی دوران كودكیاش میرود. «امیر» در همان نگاه اول عاشق و شیفته«سیما» میشود، و او را همان دختر رؤیاها و نیمهی گمشدهی خود میداند؛ و این در حالی است كه«سیما» هیچ تمایلی به ازدواج با او نشان نمیدهد. نامادری امیر بااین خیال كه آنها میتوانند زوج خوشبختی بشوند، رابطهی نزدیكتری با خانوادهی«سیما» برقرار میكند و سرانجام او را به این وصلت راضی میكند. اما مدت زیادی از زندگی مشترك آنها نمیگذرد كه«سیما» در لاك تنهایی و غرور خودش فرو میرود، و هر از گاهی به بهانههای مختلف همسرش را با رفتارهای ناشایست خود میآزارد." |