| • چکیده : |
,"صاحب كندوها در آغاز كار عدهای از زنبورهای بیپناه را مورد حمایت قرار میدهد و در كندوی تازه برایشان غذا میگذارد. زنبورها كه به طور غریزی نباید جز از محصول خود ارتزاق كنند، چون زمستان است و گل و گیاهی وجود ندارد، مجبور به پذیرفتن این لطف و مرحمت بیگانه میشوند و زمستان را با غذای اهدایی او سرمیكنند. اما در فصل بهار وقتی محصولشان را تولید و ذخیره میكنند، درمییابند كه صاحبشان بیتوقع نبوده و در واقع در ازای امتیازی كه به آنها داده، قصد غارت محصولشان را داشته است. آنها در ابتدا با جدیت به مقابله برمیخیزند و بسیاری نیز در این راه كشته میشوند؛ اما سرانجام تن به قضا داده و غارت صاحب خود را نوعی تقدیر میدانند. صاحب كندو هرساله بخش زیادی از محصول را به تارج میبرد و تنها كمی از آن را برای زنبورها باقی میگذارد. زنبورها به همان زندگی دلخوش میشوند، زیرا نمیخواهند خانه و زندگی خود را از دست بدهند. اما سرانجام در بهاری كه صاحب كندو تمام محصول را برمیدارد، به فكر چارهای اساسی میافتند. چون فصل بهار است و آنها امكان تهی? محصول را دارند همگی كندو را رها كرده و به جستوجوی سرزمینی امنتر میروند. كتاب حاضر چاپ دیگری است از "سرگذشت كندوها" اثر جلال آل احمد ـ نویسند? برجست? معاصر. وی در كتاب شكست جبه? ملی و برد كمپانیها در قضی? نفت را به شیو? داستانی بررسی میكند. وی آرزومند عصیان همگانی است تا مردم با ارادهای مشترك از چنگال استعمار برهند و به گذشتهها و سنتها بازگردند." |