| • چکیده : |
,"نگارنده در كتاب بر آن است شناخت تحلیلی انسان را بر پایهی مثنوی مولوی مطرح سازد. وی مطالب كتاب را در سه بخش فراهم آورده است. بخش نخست به پاسخگویی پرسشهایی كه در كلاس درس مطرح میشده اختصاص دارد. این پرسشها عمدتا در حوزهی عرفان، شناخت، هستی، تصوف، مسائل عقیدتی، پارهای از مسائل جامعه، و نظایر آن است. بخش دوم نیز مشتمل بر طرح پرسشهایی است دربارهی علتهای تنش اندوه و افسردگی كه به همراه پاسخ، تدوین شده است. در بخش سوم مقالاتی در خصوص حصول شادمانی حیات و سرور زندگی جمع آمده است. نگارنده تصریح میكند: "سه راه اساسی روانشناختی و روان درمانی عبارتاند از: تحلیل روانی، روان درمانی و شناخت درمانی كه هر سه در مثنوی مولوی به طور اشاره و گاه صریح و گاه به شكل داستانهای سمبولیك وجود دارد. هم چنین [در كتاب] به عرفان و دین كه ارتباط با خود و ماوراء طبیعت است و پایهی چهارم زندگی بشر میباشد (سه پایهی دیگر كار و استراحت و تفریح است). من بر این شدم تا مكتب چهارمی را مطرح كنم كه عبارت است از شناخت تحلیلی انسان در جهت بهینپنداری و درمان اندیشه از طریق مثنوی مولوی"." |