| • چکیده : |
,"«سری كه درد .... میكند» داستان روانشناس اهل علم و ادبی است كه به همكاری با ادارهای بزرگ دعوت شده و پس از مدتی درمییابد پیشنهادهای اساسی وی به هیچ انگاشته شده و بودج? آنها به مصارف دیگری رسیده است. او با كمی دقت و موشكافی متوجه میشود كه رییس جدید، بودج? اختصاص یافته به امور فرهنگی را خرج ساخت منزل برای كاركنان اداره كرده است. روانشناس كه به شدت دچار حیرت و تعجب شده به مدیر كل شكایت میكند، اما خیلی زود درمییابد كه او نیز در جریان موضوع بوده و با رییس همكار است. این مسئله باعث افسردگی و بیماری شدید روانشناس شده و او را خانهنشین میكند. مجموع? حاضر مشتمل بر هشت داستان كوتاه تحت این عناوین است: لوطیگری؛ نیازمند آبرومند؛ جام جهانبین؛ آخر مرام؛ حلق? مفقوده؛ سری كه درد... میكند؛ قص? وقس...؛ و دست كج، زبان راست." |