| • چکیده : |
,"در این كتاب، داستان پسری به نام "كامران" بازگو میشود كه نامزدی به نام "كامران" بازگو میشود كه نامزدی به نام "تبسم" دارد. او كه پس از مرگ مادر و بنا به وصیت وی، صاحب ثروت بسیاری شده، مورد كینهی پدر و برادرانش قرار میگیرد. روزی او به دلیل دعوایی كه به همین دلیل میان آنان رخ داده بود، برای دفاع از خویش، پدرش را هل میدهد و او كه مست بوده به پایین پرتاب میشود و میمیرد. برادرها از این فرصت استفاده كرده تقاضای قصاص میكنند. در ادامه وقایعی در داستان رخ میدهد كه شرح آن در كتاب آمده است." |