| • چکیده : |
,"گروه سنی "الف" و "ب" در سی و سومین شماره از مجموعهی "قصههای خانهی بیبی رعنا" با "تشدید" در قالب داستان آشنا میشوند؛ بیبی رعنا روی ایوان نشسته و ذرتها را دانه میكند. دانهی ذرتی چشمش به باغچهی زیر ایوان میافتد و تصمیم میگیرد داخل باغچه بپرد تا سبز شود. او دور از چشم بیبی رعنا به طرف باغچه میپرد اما میان نردهی ایوان گرفتار میشود. پینهدوز، بچه عنكبوت، زبنورك، ملخك، و جیرجیرك هریك تلاش میكنند تا نجاتش دهند اما موفق نمیشوند. زمستان از راه میرسد و خیلیها به خواب زمستانی فرو میروند. دانهی ذرت كه هنوز گرفتار و منتظر است خواب زمستانی به سراغش میآید. چشمانش را میبندد و به خواب عمیقی فرو میرود. او خواب میبیند كه با تكانی از میان نردهها بیرون میآید و داخل باغچه میپرد. بعد هم به راحتی سبز میشود. از شادی چنان فریادی میزند كه از خواب میپرد. ذرت با تعجب به دور و برش نگاه میكند. او در باغچه است و سبز شده است. چه كسی او را نجات داده؟ خودش هم نمیداند. مهم این است كه او به آرزویش رسیده است." |