| • چکیده : |
,"«ماریا» به عنوان معلم به دهكدة «تروك تاخهگایهگو» میرود. تنها مكان زیبای دهكده درة پوكیرا بود. جمعیت كوچك دهكده به صورت وهمآلود و با نفرت و گستاخی و گاهی با صمیمیت به او مینگریستند. او در یك مراسمی با «السا» آشنا شد. السا تحصیلات خود را در هنرستان موسیقی شهر «سویل» نیمهتمام گذاشته و به این دهكده آمده بود. به زودی ماریا متوجه شد كه تنها تر از او كسی نیست. السا درگیر عشقی یكطرفه به فردی به نام «اگوستین والدز بود». او دوست داشت با احساس آن عشق مجهول زندگی كند. او خودش را تسلیم تقدیری كرده بود كه هر لحظه به گونهای حیرتانگیز سرنوشتش را رقم میزد. خاطرات ماریا و آشناییاش با السا در این كتاب به تصویر كشیده شده است." |