| • چکیده : |
,"«كی كیماری» میمون كوچكی است كه در جنگل زندگی میكند. او از فروشگاه اسباببازیهای آهنربایی، یك سگ آهنربایی خرید و با خود به اطراف رودخانه برد. در آنجا سگهای آهنربایی واقعی زندگی میكردند، آنها با دیدن اسباببازی كیكی ماری به سمت او آمده و به او چسبیدند، به طوری كه كیكی نمیتوانست سگ خود را از میان آنها تشخیص دهد. در این میان دو مارمولك در داخل رودخانه گیر افتاده بودند. كیكی سگهای آهنربایی را به هم چسباند و به شكل پل درآورد و مارمولكها را نجات داد. مارمولكها برای تشكر او را به قصر خود بردند و هدیهای به او دادند، بعد ماری با تمام سگهای آهنربایی به سوی خانه رفت." |