| • چکیده : |
(( سلول 72)) تصویری است گویا از زندگی و محیط اجتماعی طبقات فرو دست جامعه ، محیطهای كارگری ، مزارع و محلههای فقیر نشین تركیه .این داستان سرگذشت افرادی است كه به دلایل مختلفی در حبس به سر میبرند .(( برباد )) ، (( ازمیری )) ، و (( ناخدا احمد )) هر سه در یك سلول زندانی هستند .(( برباد )) و (( ازمیری )) افرادی فرومایه هستند كه بر سر كوچكترین مسئلهای با یك دیگر مشاجره میكنند . (( ناخدا احمد )) كه خود را برتر از دیگر زندانیان میداند سعی دارد از آنان دوری جوید .یك روز ناخدا به بخش بازرسی احضار میشود و افسر نگهبان از گذشته او سووال میكند .ناخدا احمد ضمن پاسخ به بازرس ، خاطرات خود را باز میگوید . ادامه داستان با ماجرای زندگی ناخدا و دیگر زندانیان شكل گرفته است . |