| • چکیده : |
,""فرخ روز" ـ پسر مرزبان شاه ـ با اجاز? پدرش به همراه "سنگان" و "كلنگان" در جستوجوی دلدادهاش ـ گل بوی ـ به سوی جزیر? عقیق میرفت كه دریافت قبل از او كسی جزیره را به آتش كشیده و گلبو را با خود برده است. سنگان گفت كه این كار "خردك ملاح" است و به شهر "گیرمندر" رفته است. آنان به سرعت به آن سوی روان شدند. پس از گذشت چند روز، فرخ روز در نامهای به طوطیشاه خواستار این شد كه گلبو را همراه با خدمتكار و دو سال مالیات شهر گیرمند و مال فراوان به نزد او بفرستد، در غیر این صورت سرزمینش را تصرف خواهد كرد. اما طوطیشاه، فرستادههای او را زندانی كرد و توسط فردی به نام "دسنوس"، گلبو را به قصر خود برده و در باغ بهشت، كه در زیر زمین قصر قرار داشت، پنهان كرد. از آن سو فرخ روز و سپاهیان وی پس از نیامدن فرستادگان به سوی شهر روان شدند." |