| • چکیده : |
,"«سمیرا» داستان جوان غریبی است كه در پی درك راز زندگی خویش به سرزمین مادری بازمیگردد و با پیرمردی همكلام شده و از سخنان او درمییابد كه هم اوست كه زندگیاش را دگرگون كرده است. او با عشقی كه به «سمیرا» داشته، حاضر به قبول عشق دیگری به وی نبوده و سرانجام همراه با برادرش سمیرا و عاشقش را، به گمان خود، از پا درمیآورد. اما سمیرا زنده میماند و دور از آن دیار، كودك خود را بزرگ میكند. و اكنون كودك كه به جوان بدل شده در برابر كینهتوزی است كه به زندگی وی و مادرش نقش رنج و دلتنگی زده است. مجموع? پیش رو، حاوی پنج داستان كوتاه با عنوان سفسط? متعفن، دنداندرد، كریم، كرم، و سمیرا است." |