| • چکیده : |
,"نزدیك غروب بود. به "آریوبرزن"، آخرین سردار سپاه داریوش سوم ـ پادشاه هخامنشی ـ خبر رسید كه سپاه "اسكندر" پس از فتح بابل و غارت شوش، در حال پیشروی به سوی تختجمشید است. "آریوبرزن" شبانه به همراه سپاهیانش بر بالای تنگ? "دربند پارس"، كه بر سر راه اسكندر و سپاهیانش بود رفت. سپس وقتی اسكندر و سپاهیانش از راه رسیدند به دستور آریوبرزن سپاهیان ایرانی، سنگهایی را كه از قبل آماده كرده بودند، بر سر آنها ریختند و بدینترتیب آنها را شكست دادند. این داستان تحت عنوان "عقاب تیزچنگال" به همراه بخشی دیگر با عنوان "سردار بزرگ ایران" در كتاب حاضر به چاپ رسیده است." |