| • چکیده : |
سراینده درباره این مجموعه خاطر نشان میكند :سرزمین ما، سرزمین سنگ و باد است .سنگ در ذهن من معانی گوناگونی را تداعی میكند :فرزانگی، سكوت، نوعی عرفان، فرو رفتن در خود، مرگ زمان، سكوت ابدی، نیستی و ابدیت به تجسد در آمده و وهم فشرده شده در خود و...این معانی و مفاهیم برحسب حالت ذهنی در جای جای این مجموعه دیده میشوند ...و اما "باد :"باد در شعر من رها شدگی، آزادی، رهایی، تنهایی، سرگردانی، و گم شدگی است، و گاه نیز ترانه خوانی است سرگردان كه بر آنچه رفته است مینالد...اما سایه و خواب :سایه و خواب ناخودآگاه هستند، ناخودآگاه قومی و فردی كه حكایتهای ناگفته را با شكلهای مبهم و آشكار بیان میكنند ."... "دانه دانه زنجیر در باد "عنوان یكی از سرودههای این مجموعه است : دیدیم/ زنجیرههای/ دانه دانه بر آزادی/ بر فریاد/ در طنین پر تب طربناكیها در باد/ دانه دانه دانه میافتاد/ و سنگ/ با سكوتش/ فریاد آزادی را/ بر خاك بر باد رفتگان/ سر میداد/ دیدیم/ و باز هم میبینیم ." |