| • چکیده : |
,"«جانی» كوچولو، صبح دیر از خواب بیدرا شده بود. هیچكس در خانه نبود تا به او صبحانه بدهد. جانی شروع به داد و فریاد كرد تا یك نفر صبحانة او را حاضر كند. سبزیجاتی كه در آشپزخانه بودند، صدایش را شنیدند و تصمیم گرفتند تا همه با هم سوپ خوشمزهای برای او درست كنند. آنها با هم زیر شیر آب رفتند تا شسته شوند و بعد به ترتیب داخل قابلمه رفتند. بعد از گذشت ساعتی، سوپ خوشمزهای آماده شد. جانی هم با خوشحالی تمام سر میز غذا رفت و سوپ جادویی را كه آماده شده بود، خورد. داستان تخیلی حاضر برای كودكان گروه سنی «ب» تهیه شده است." |