| • چکیده : |
,"این رمان با طرح دو موضوع عشق پاك و دور از شائبههای این زمانی و تنهایی انسان در عصر شتاب آلود و در بستری از حوادث بسیار شكل مییابد. داستان با سفر یك نقاش در ایستگاه راهآهن "دورتموند آلمان" آغاز میشود. با حركت قطار، خاطرات گذشتهی دور و نزدیك نقاش، جان میگیرند و نیمی از كتاب تا پایان سفر و حضور شبانه در پاریس، به شرح موقعیت وی در دورانی خاص، اختصاص یافته است. همچنین از تاثیر این دوران بر وضعیت مشترك مهاجرینی چون رحمان، رضا، سپیده، سعید و گئورگ (نوازندهی چیرهدست پیانو)، نقاش روس(مونا مارتری)، هربرت و دیگران سخن میرود. اما از منظر دیگر این رمان، داستانی روشن دربارهی عبور انسان از مسیر آشتی و صلح و عشق و آرزو و ایمان به حقیقت هم هست كه در سیر تحول بسیاری از شخصیتهای رمان، تجلی مییابد و آنان را در گذشت، قهرمانی و وفاداری به تصویر میكشد." |