| • چکیده : |
,"«سهتار» حكایت مرد جوانی است كه بعد از چند سال ساز زدن در مجالس مردم با ساز كرایهای، برای خود سهتار نویی خرید. جوان در همان حین كه مسیری را طی كرد و شور و شعف فراوان داشت به دنبال جایی بود كه دستی به سهتارش بكشد، تا این كه به مسجد شاه رسید و روی سنگ صاف آستانة آن پاگذاشت كه ناگهان پسرك عطر فروشی مچ دست او را گرفت و مانع شد. مرد جوان سیلی محكمی به پسرك زد و پسرك بعد از لحظاتی شروع به فریاد و فحاشی كرد. هیچكس نفهمید چطور شد، فقط سهتار مرد به زمین خورد و شكست و پسرك كه حتم داشت وظیفة دینی خود را انجام داده به سر بساط خود رفت. این كتاب چاپ دیگری از «سهتار» نوشتة جلال آل احمد ـ نویسندة برجستة معاصر ـ و شامل داستانهای كوتاهی تحت عناوینی نظیر سهتار، بچة مردم، وسواس، لاك صورتی، وداع آفتاب لب بام و گناه است." |