| • چکیده : |
حسین یاردل "در این مجموعه، پنج داستان فراهم آورده كه عبارتاند از: "مطرود"، "مكاشفه حوا"، "سیاه گیسو"، "قرینه روح"، و "ساقی ." داستان نخست با گفت و گوی زن و مردی آغاز میشود كه گویای ترك عشق، میان آن دو است .مرد میگوید" :عشق؟...!این كذب محض است "!و زن كه چنین زمزمه میكند" :به من ظلم شده...ظلمی كه تو هرگز نمیفهمی ."باری !زن خاطره نخستین دیدار را به یاد میآورد..." :مردی در پارك پوشیده از چمن، پاتوق همیشگیاش، به علم و ادبیات و فلسفه و هنر و عرفان فكر میكرد و برای هر كشفی در آنها در پی نامی بود كه ناگاه او را دید .از آن لحظه دیگر فكر نكرد .آیا فكری جز آن چه سابق بر آن مورد نظرش بود نكرد؟ آیا تمامی دانستههایش به نگاهی بند بود كه بر دیگری بیفكند ."این همان دیداری است كه از آن "آشنایی لعنتی "تعبیر میشود، زیرا ..." |