| • چکیده : |
,"این داستان عرفانی، شرح سفر به ملكوت اول تا سوم و مشاهدهی سیمرغ است. به تصریح نویسنده: "پس از مدتی مدید، شاید چند قرن ملكوتی، فكر كردی كه همه بیطاقت شدهاند و فكر میكنند كه باید اتفاقی بیفتد. لابد كه سیمرغ باز با نقش تاریخی خود، آهنگ تازهای دارد. لابد كه حوصلهی سیمرغ هم از این همه سكوت و بینیازی و تا حدودی بیخاصیتی پیرامون به تنگ آمده است. چیزی كه خیلی اذیت كننده بود این بود كه در هر حال بینیازی چیزی بود از جنس نیاز. لابد كه سیمرغ، روابطی با منابع موثق دارد و یا خودش موثقترین منبع جهان هستی است"." |