| • چکیده : |
در این داستان المیرا "بعد از گذشت سالها درمییابد كسانی كه او را بزرگ كردهاند، پدر و مادر اصلی او نیستند .مادر واقعیاش، عروس خان "اتابك "بر اثر تهمتی ناروا از ایل رانده میشود، در حالی كه او باردار است .در بین راه "المیرا "به دنیا میآید و مادرش او را به دست برادر خردسالش "عماد "میسپارد و خود از دنیا میرود .طی حوادثی عماد مجبور میشود خواهرش را به دست زن و مردی بیابان گرد بسپارد .از طرفی "محمود "و "نسرین "كه صاحب بچه نمیشوند به جست و جوی فرزندی به شمال میآیند و در راه به زن و مرد بیابان گرد برخورد میكنند و المیرا را از آنها گرفته به تهران میآورند و ...." |