| • چکیده : |
,"«سحر» و «حامد» در یك مهمانی خانوادگی با همدیگر آشنا شده و به مرور زمان دلبستة همدیگر میشوند. با آمدن حامد سحر گذشتة پررنج و اندوه خود را فراموش كرده و به آینده امیدوار میشود؛ اما ناتوانیاش در بچهدار شدن به علت بیماری و ترك كردن شوهر قبلیاش او را در تردید ازدواج با حامد قرار میدهد؛ اما افشای راز گذشته، اثری بر عشق حامد نسبت به سحر نمیگذارد و حامد همچنان بر ازدواج با او اصرار دارد، تا اینكه بار دیگر مسائل دیگری، برای هردوی آنها سوء تفاهم ایجاد میكند؛ اما عشق خالص آنهاست كه سوء تفاهمها را رفع كرده و آنها را به سعادتی عظیم میرساند." |