| • چکیده : |
,""جمال میرصادقی" در این داستان، به تغییرات، تحولات، عصیانها و ناآرامیهای بعد از یك انقلاب و كودتا اشاره دارد. او این معضلات را در شخصیت چند جوان روایت میكند. این جوانان با هم در روزنامهای كار میكردند بعد از كودتا یكی از آنها به نام "علی" به زندان میافتد. "علی" چند سال بعد از زندان آزاد میشود و با تغییرات فكری دوستان خود مواجه میشود. درگیری و كشمكشهایی كه بین علی و دوستانش رخ میدهد. حكایت از تغییرات جامعه و افكار جامعه دارد. علی كه تاب و تحمل نیرنگها و تردیدهای جامعهی امروزی و دوستان خود را ندارد به گوشهای میخزد. به گفتهی یكی از دوستان "علی" در داستان: "علی آینهای شده بود كه ما قیافهی سرخ شده خودمان را توی آن تماشا كنیم و سعی بكنیم آن را هر طور شده از جلو راهمان برداریم"." |