| • چکیده : |
,"در «شب ماهور» پسری با نام «رضا» شاهد حادثة دزدی است كه سارق آن را میشناسد. او به سراغ سارق میرود و كیف دزدیده شده را پس میگیرد. رضا كیف را به صاحب اصلیاش «نگین» بازمیگرداند و به پیشنهاد او در كارخانة پدرش مشغول به كار میشود. او پس از مدتی با نگین ازدواج میكند. نگین پس از بارداری و تولد فرزندش فوت میكند. رضا كه اینك مرد بسیار ثروتمندی است خوابهای عجیبی میبیند. حوادث این خواب در بندر ماهور رخ میدهد. رضا برای كشف حقیقت خواب خود، به آنجا سفر میكند و در این سفر اتفاقاتی رخ میدهد كه مسیر زندگیاش را تغییر میدهد." |